تأملی پیرامون بی‌حجابی به مثابه حرام سیاسی

 | تاریخ ارسال: 1402/5/14 | 
رهبر معظم انقلاب در بیانات خود، کشف حجاب را هم به عنوان حرامی شرعی و هم حرامی سیاسی یاد کرده‌اند.گرچه حرمت شرعی بی‌حجابی امری آشکار است اما قلمداد کردن آن به عنوان «حرام سیاسی»، امری است که تاکنون به‌کار نرفته و از این رو نیازمند بحث و تأمل می‌باشد. در این یادداشت قصد داریم این نگاه به مسئله بی‌حجابی را با نگاهی تاریخی و فلسفی بررسی کنیم. واقعیت آن است که مسائل اجتماعی حاصل صورت‌بندی‌های‌ ما از مشکلات عالم خارج است و با صورت‌بندی‌های مختلف از یک مشکل، شئون مختلفی از یک مسئله نمایان و به تبع آن راه‌حل‌های مختلفی ارائه می‌شود. ناظر به مسئله بی‌حجابی برخی آزادی حجاب را به عنوان یکی از شئون «آزادی» صورت‌بندی می‌کنند و مدعی‌اند همانطور که انسان در انتخاب همسر، شغل، رشته تحصیلی و... آزادی دارد، در حوزه پوشش و به‌ویژه حد حجاب نیز باید آزادی داشته باشند. برخی دیگر با صورت بندی آن تحت عنوان «برابری» ادعا می‌کنند که همانطور که مردان در پوشش و حد آن مختارند، زنان نیز باید مانند مردان بتوانند خود پوشش خود را انتخاب کنند. بعضی از افراد نیز حجاب زنان را عامل محدودیت در مسیر ارتقاء و پیشرفت آنان دانسته و آن را به عنوان «حق پیشرفت» صورت‌بندی می‌کنند.
اما به نظر می‌رسد ورای این واژگان‌ شکیل و جذاب، می‌توان صورت‌بندی کاملاً متفاوتی از بی‌حجابی ارائه کرد و آن را به مثابه «مدخلی برای تغییر جامعه اسلامی» دانست. مطابق این صورت‌بندی بی‌حجابی به عنوان گامی ابتدایی در نظر گرفته می‌شود که نهایتاً تغییر یک اجتماع را در پی دارد. با پذیرش این صورت‌بندی حرمت سیاسی بی‌حجابی آشکار می‌شود. به نظر می‌رسد مراکز و رسانه‌های غربی با تمرکز بر حوزه حجاب و پوشش قصد دارند زنان عفیفمان را که اکثراً پایبند به حجاب بوده، در این نقشه وارد کرده و در جهت اهداف خود به‌کارگیرند.
البته باید توجه داشت که حرمت سیاسی بی‌حجابی و صورت‌بندی آن ذیل «مدخل تغییر جامعه اسلامی»، بدین معنا نیست که همه زنانی که کشف حجاب می‌کنند در حال انجام عملی سیاسی علیه نظام هستند. مطابق نگاه رهبر معظم انقلاب اصلاً نباید زنان ضعیف الحجاب را متهم به بی‌دینی و ضدانقلابی متهم کرد؛ بلکه بسیاری از زنان ضعیف الحجاب ایران اهل دین و معنویت بوده و اساساً همین افراد در اغتشاشات اخیر زن، زندگی آزادی سیلی محکمی به دشمنان خارجی غربی زدند.اما ممکن است در نقشه دشمنان خارجی فعالیت کنند که رهبری به آن تذکر داده‌اند: «خیلی از کسانی که کشف حجاب میکنند نمیدانند این را؛ اگر بدانند که پشت این کاری که اینها دارند میکنند چه کسانی هستند، قطعاً نمیکنند؛ من میدانم. خیلی از اینها کسانی هستند که اهل دینند، اهل تضرّعند، اهل ماه رمضانند، اهل گریه و دعایند، [منتها] توجّه ندارند که چه کسی پشت این سیاستِ رفعِ حجاب و مبارزه‌ی با حجاب است. جاسوسهای دشمن، دستگاه‌های جاسوسی دشمن، دنبال این قضیّه هستند. اگر بدانند، حتماً نمی‌کنند.
در ادامه یادداشت ابتدا نمونه ای تاریخی از صورت بندی مذکور را ارائه می کنیم و سپس با تبیینی فلسفی، بنیان‌های این نگاه را شرح می دهیم.

نمونه تاریخی
یک نمونه تاریخی جدی و تجربه روشن در تغییر و انحطاط یک جامعه اسلامی، مربوط به آندلس اسلامی (اسپانیای فعلی) می‌شود. آندلس اسلامی یک مهد بزرگ تمدن اسلامی بود که مسیحیت خودش را در مقابل این مهد تمدن ناتوان می‏دید و در صدد تصرف آن بود. در تاریخ آمده است که مسیحیان برای نفوذ در آندلس و خارج کردن آن از دست مسلمانان دست به دو اقدام زدند: یکی از طریق شراب و دیگر از طریق زنان. اولاً به بهانه دوستی و خدمت، به طور رایگان وسایل مشروب‌سازی  و همچنین مشروب  در اختیار مسلمانان قرار دادند و در این راستا باغ‌ها و تاکستان‌هایی را برای ساختن شراب و نوشانیدن مسلمانان وقف کردند. ثانیاً دختران زیبا و طنّاز مسیحی که قهراً از همان وقت بی‏حجاب بودند و به صورت یک اقلیت زندگی می‏کردند را مأمور نمودند که روز به روز خودشان را لخت‏تر کنند، خودشان را در حد اعلا آرایش کنند و در خیابان‌ها و مجامع عمومی به دلربایی و عاشق‏سازی بپردازند. با این نقشه تدریجاً جوانان اسلامی به شراب و قمار و مجالس عیاشی و دختربازی و امثال اینها عادت کردند و پس از مدتی هر جوان مسلمان یک رفیق دختر مسیحی داشت! به محض اینکه با این نقشه، روح ایمان و جوانمردی در میان مسلمان از بین رفت و این ملت از درون فاسد شد.
این نمونه تاریخی نشان می دهد که تغییر در ساحت کنشی و اعمالی مانند بی حجابی، روابط نامشروع، آزادی‌های جنسی، نگاه‌های حرام، شراب خواری پس از مدتی منجر به تغییر اخلاق و باورهای افراد جامعه شده و در بلندمدت نیز تغییر یک جامعه اسلامی را در پی دارد. جالب آنکه مقام معظم رهبری  نیز از ۲۰ سال پیش به این دسیسه دشمن تذکر داده‌اند که در پی آندلس‌سازی ایران است: «امروز سیاست مشترکی در همه‌ی دنیا، به وسیله‌ی مراکز معیّنی دنبال می‌شود. این سیاست عبارت است از این‌که جوانان را تا خرخره در شهوات و غرایز جنسی و فساد اخلاقی غرق کنند... . برای فلج کردن ملتها، بهترین راه، فلج کردن جوانان است؛ چون جوانان نیروی فعّالِ هر کشورند. برای فلج کردن جوانان بهترین راه آلوده و زمینگیر کردن آنها به وسیله‌ی سکس، فحشا، مستی و مواد مخدّر است... . سیاست امروز، سیاست آندلسی کردن ایران است.»

تبیین فلسفی
در تبیین مبنایی و فلسفی بی حجابی به عنوان مدخل تغییر جامعه اسلامی، دو مطلب باید مورد بررسی قرار گیرد؛ یکی رابطه میان علم و عمل و دیگری فرآیند تأثیر عمل بر علم.

رابطه علم و عمل
ناظر به رابطه علم و عمل این سؤال مطرح می‌شود که آیا انجام عمل بدی مانند بی‌حجابی منجر به بی‌اعتقادی نسبت به دین و خدا می‌شود و اساساً آیا علم و عمل رابطه‌ای دوطرفه دارند؟ در پاسخ معمولاً دو دیدگاه مطرح می‌شود. در فهم متعارف رابطه علم و عمل عمدتاً به صورت یکطرفه دیده می‌شود و افزایش آگاهی و علم به عنوان عامل شکل‌گیری و تغییر عمل دیده می‌شود. این همان نگاهی است که برخی فلاسفه یونانی و اروپایی به آن قائل بودند که عمل صرفاً یک امر متأخر از شاکله و علم انسان است و هیچ تأثیری بر روی نفس، علم و شاکله انسان نمی‌گذارد. لذا  اگر اندیشه انسان اصلاح شود، عمل انسان نیز اصلاح می‌شود. اما در نگاه عمیق و دقیق دینی اتفاقاً بسیاری از اوقات این عمل است که باعث ایجاد، تغییر و تثبیت یک علم در انسان می‌شود و رابطه‌ی علم و عمل، به صورت دوطرفه و تأثیر متقابل دیده می‌شود. شهید مطهری این بحث را یکی از اصول معارف قرآنی عنوان می‌کنند[v] و آیاتی مانند «ثُمَّ کَانَ عَاقِبَهَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَیٰ أَنْ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ»،«وَ ما یُکَذِّبُ بِهِ إِلَّا کُلُّ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ»،«کَلَّا بَلْ رانَ عَلی‏ قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ» را به عنوان شواهد تأثیر عمل بر علم و شاکله انسان ذکر می‌کنند. ایشان با یک تحلیل اجتماعی در نسبت به علم و عمل می‌فرمایند: «اگر انسان در عمل، شهوتران و ماده پرست و اسیر شهوات بشود، تدریجاً افکار و اندیشه هایش هم به حکم اصل انطباق با محیط، خود را با محیط روحی و اخلاقی او سازگار می‏کنند... . به همین جهت است که سیاست هایی که می‏خواهند اندیشه های متعالی را در مردمی بکشند، زمینه فساد اخلاقی و عملی آن ها را فراهم می کنند و برای فراهم کردن این زمینه، محیط اجتماعی را با وسایلی که در اختیار دارند، فاسد می نمایند.»
این نوع نگاه در میان حکما و فلاسفه اسلامی نیز حاکم بوده و در آثار مختلف خود از آن بحث کرده‌اند. فلاسفه مطابق قاعده «ان النفس و البدن یتعاکسان ایجابا و اعدادا»، بر این باورند که هر حالت بدنی با یک حالت روحی سنخیت و تناسب دارد، آن حالت روحی یک حالت بدنی خاصی را ایجاد می‏کند و این دو بر یکدیگر اثر متقابل می‌گذارند. به تعبیری همانطور که «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلی‏ شاکِلَتِهِ» جاری است، عکس قضیه نیز برقرار است؛ لذا عمل، انسان را به شکل خودش در‌می‌آورد و در هر عملی چون انسان خودش را در حال انجام دادن آن عمل می‏بیند، روح شکل آن عمل را می گیرد.

جمع بندی
به نظر می رسد دشمنان جمهوری اسلامی با منطق اثرگذاری بر کنش برای تغییر بینش‌ها، در پی آندلس‌سازی ایران و تغییر جامعه اسلامی و بلکه سقوط آن هستند و در این راستا تمام تلاش خود را برای فراهم کردن شرایط عیاشی و فساد و فحشا می‌کنند. مسئله بی‌حجاب و بی‌بند و باری در پوشش را نیز می‌بایست در این سطح تحلیل کرد و آن را از جدی‌ترین گام ها برای تغییر اخلاق و باورها در سطح اجتماع و نهایتاً تغییر جامعه اسلامی  دانست. از این‌‌رو تقلیل آن به یک مسئله در سطح فرهنگی، اخلاقی یا عقیدتی که حداکثر فساد و فحشا جوانان را در پی دارد، یک نگاه سطحی به مسئله است. بی‌حجاب لغزشگاه اول از یک مسیری است که انتهای آن سقوط به دره انحطاط یک جامعه و حاکمیت می‌باشد.

به قلم میکائیل نوروزی پژوهشگر هسته منظومه فکری علامه طباطبایی
منتشر شده در خبرگزاری فارس

کلیدواژه ها: دانشگاه مرجع | دانشگاه امام صادق(علیه السلام) | دانشگاه مرجع اسلامی | دانشجو | اساتید | |



CAPTCHA

دفعات مشاهده: 857 بار   |   دفعات چاپ: 68 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر