گزارش ششمین وبینار تخصصی با موضوع مکتب علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام؛ بایسته ها و تاملات

 | تاریخ ارسال: 1399/5/28 | 
به همت معاونت پژوهشی دانشکده الهیات، معارف اسلامی و ارشاد و انجمن علمی الهیات، ششمین وبینار تخصصی با موضوع "مکتب علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام، بایسته ها و تأملات" روز دوشنبه ٢٧ مرداد ٩٩ از ساعت ١٦ با سخنرانی آقای دکتر عادل پیغامی (عضو هیأت علمی دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد) و آقای دکتر بابک حمیدیا (عضو هیأت علمی دانشکده معارف اسلامی و مدیریت) برگزار گردید.
در ابتدای این جلسه، آقای دکتر پیغامی با اشاره به اینکه بحث از مکتب علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام سابقه ای هفت یا هشت ساله دارد و نخستین بار در یکی از جشنواره های پژوهش طرح شده است، بیان داشتند جایگاه مکتب علمی و بحث های پیرامون آن به صورت جدی کار نشده است و آنچه تا به امروز بیشتر مورد بررسی قرار گرفته، بحث از رسالت و مأموریت های دانشگاه بوده است. ایشان در قسمت اول صحبت های خویش، این سؤال را مطرح کردند که ضرورت طرح این بحث چیست و آیا اصلا به چنین چیزی نیاز داریم یا خیر؟ و در صورت وجود ضرورت، مکتب علمی دارای چه معنایی است؟ ایشان در مقدمه پاسخ به این سؤال، با بیان اینکه همگان می دانیم مکتب علمی امام صادق یا سایر ائمه معصوم علیهم السلام در عرض هم نیستند، تأکید داشتند وقتی صحبت از مکتب علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام می کنیم، کلمه امام صادق علیه السلام تداعی کننده کل جریان تشیع و اهل بیت می باشد. آقای دکتر پیغامی در ادامه  با اشاره به اینکه خود کلمه مکتب در طی ٧٠ سال اخیر، واژه ای رهزن و دارای معانی متعددی بوده است، سه نوع تعریف برای آن در نظر گرفتند: ١- مکتب، معادل جهان بینی و ایدئولوژی بوده که هم شامل علم و هم شامل گزاره های ارزشی آن بوده است. ٢- مکتب، به معنای ایدئولوژی، که در آن ارزش جدا و در عرض آن دانسته شود؛ به طوری که مثلا ما یک علم اقتصاد داشته باشیم و یک مکتب اقتصاد. ٣- در گونه سوم، مکتب معادل school تعریف می شود که تعریفی محدودتر است و در تمایز میان یک محیط علمی با سایر مراکز مفهوم پیدا می کند.
ایشان با بیان آسیب های موجود در طرح بحث مکتب علمی، یکی از مواردی که موجب بروز مشکلاتی در تدوین مکتب علمی دانشگاه شده است را مشخص نکردن تعریف مکتب علمی دانستند و پیشنهاد دادند که از سه تعریف فوق، تعریف سوم (یعنی school) را در مورد مکتب استعمال کرده و تعاریف دیگر را با نظام و مبانی فکری مترادف بدانیم.
آقای دکتر پیغامی در ادامه، سه محور مهم در زمینه مکتب علمی دانشگاه را مورد توجه قرار دادند:
١-  برندینگ: مجموعه محصولات و تولیدات علمی دانشگاه که دارای محتوایی خاص برای مخاطبان خاص است و دارای تمایز با سایرین می باشد.
٢-  فضا و اکوسیستم دانشگاه: این فضا، نوعی انسجام و سازگاری درونی ایجاد می کند.
٣-  مزیت رقابتی: برای مثال مراکز متعددی در حوزه اقتصاد اسلامی کار می کنند که این باعث ایجاد رقابت بین آنها می شود. اگر بتوانیم روش ها یا حوزه هایی را برگزینیم که از رقبا فاصله بگیریم، باعث ایجاد مزیت رقابتی خواهد شد.
ایشان در مورد امکان سنجی بحث از مکتب علمی دانشگاه، آن را تعیّنی (نه تعیینی) دانستند و در اثبات این مدعا، مکتب علمی دانشگاه امام صادق را شناسنامه دار و دارای ویژگی هایی نظیر اهتمام به نظامات اندیشگانی شهید مطهری و علامه طباطبایی و شهید صدر، نوع خاص ورود به مباحث و توجه به مباحث حکومتی و اجتماعی دانستند که مثلا در مؤسسه امام خمینی چنین چیزی وجود ندارد. اما آنچه تا به امروز کمتر به آن التفات شده و کم کاری صورت گرفته است، توجه به همگرایی بین نیروهای دانشگاه و تقویت اشتراکات است. تا زمانی که science community وجود نداشته باشد، طبیعتا مکتب علمی با سختی هایی همراه خواهد بود. از این رو، بایسته ی مهم مکتب علمی، برقراری و ایجاد همگرایی بین سرمایه های انسانی (اساتید و پژوهشگران) در رویکردها و حوزه های علمی است. این مکتب علمی به موضوعات مختلفی تقسیم می شود و می تواند در دانشکده های مختلف متفاوت باشد؛ اما آنچه که واحد و یکسان است، نظام و مبانی فکری است.
در ادامه جلسه جناب آقای دکتر حمیدیا، با بیان اینکه منظور از مکتب، همان تعریفی است که آقای دکتر پیغامی مطرح نمودند، در بخش اول صحبت های خویش، به صورت فهرست وار بایسته ها و عوامل شکل دهنده به مکتب علمی دانشگاه را در عناوین زیر ترسیم نمودند:
١-  پژوهشگر: یک مکتب، نیاز به پویایی و تغییر و تحول دارد و از این رو، پژوهشگر به عنوان آجر اصلی برای مکتب علمی به شمار می رود.
٢-  استاد یا راهبر: پژوهشگران همراه با استاد، مسیری علمی را طی می کنند.
٣-  گروه سازی و تیم سازی: نهادسازی به دو شیوه گروه سازی (شامل عناصر هم فکر) و تیم سازی (عناصر با تخصص های مختلف) می تواند صورت بگیرد.
٤-  اجتماع علمی: به منظور کشف حقیقت و دقیق تر بودن تولید علم، نیازمند ارتباطات علمی و رفت و برگشت هایی که در این میان شکل می گیرد هستیم.
٥-  نظام انگیزشی
٦-  حرکت به صورت مداوم و بر اساس یک تأمین کلّی (مالی، معنوی، اطلاعاتی و...)
٧-  ساختار متناسب با مکتب سازی
با موارد فوق، شروط لازم و اولیه برای شکل گیری یک مکتب علمی شکل می گیرد.
ایشان در بخش دوم صحبت های خویش، به بررسی رویکردهایی که می توان در مواجهه با موارد فوق داشت پرداختند و چند دوگان را در این خصوص مورد بررسی قرار دادند:
دوگان اول: آیا در مواجهه با پدیده ها، باید مسأله محور بود یا اصول محور؟
آقای دکتر حمیدیا در تبیین این دوگان، اصول محوری را بدین معنا دانستند که وقتی با مسأله برخورد می کنیم، ابتدا آن را از مسائل بعیده به قریبه تبدیل نموده و سپس و با ورود به علوم جدید، مسأله را حل می کنیم. اما در رویکرد مسأله محور، از آن مسأله شروع می کنیم و به مبنا می رسیم و مجددا این سیر تکرار می شود تا آن مسأله حل شود. ایشان با بیان اینکه در این دوگان، مسأله محور بودن را باید در نظر داشت، لزوم حرکت به سمت دانشگاه پژوهشی را مورد تأکید قرار داده و بیان داشتند دانشگاه هایی که مکتب ساز بوده اند، از حالت آموزشی به پژوهشی شیفت داده شده اند.
دوگان دوم: ما از فردمحوری می توانیم به مکتب برسیم یا نهادمحوری؟
در این دوگان، آنچه که در بلندمدت باید به سمت آن حرکت کرد، نهاد محوری است.
دوگان سوم: ما باید به صورت متمرکز کار علمی کنیم یا متنوع؟
به نظر می رسد آنچه که در بلند مدت باید مورد توجه قرار بگیرد، تنوع در کارهای علمی است و هر کسی متناسب با ذائقه خویش بایستی کار علمی انجام دهد. این موضوع در سایر حیطه ها نظیر جذب هیأت علمی نیز می تواند مورد مصداق باشد.
دوگان چهارم: آیا باید برنامه محور بود یا به صورت اشراقی و امرجنت (emergent) کار را پیش برد؟
منظور از این دوگان آن است که باید برنامه ای پازل مانند طراحی کرد که گام به گام ما را جلو ببرد، یا آنکه به صورت اشراقی و تعیّنی پیش رفت. به نظر ایشان، باید در این خصوص، موضع اشراقی را برگزید.
دوگان پنجم: آیا در خصوص علوم انسانی، باید نقد محور بود یا تولید محور؟
نقد محور به این معناست که با التفات به تجربه های علوم بشری، نسبت به پالایش آنها اقدام کنیم؛ ولی در رویکرد تولید محور، التفات کمتری به یافته های بشری می شود و جنبه تأسیس علوم قوت می گیرد.
آقای دکتر حمیدیا دو مورد را از تمام مباحث فوق، مهم تر دانسته و مورد تأکید قرار دادند. اول آنکه باید رویکرد مسأله محور تقویت شود؛ که بدین منظور بایستی مسائل را خوب شناخت و رصد کرد و اهم و مهم نمود. و ثانیا؛ در سطح کلان و ساختاری، باید به سمت دانشگاه پژوهشی حرکت کرد.
 صوت ششمین وبینار:

مطالب مشابه


دفعات مشاهده: 394 بار   |   دفعات چاپ: 156 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر