به همت معاونت پژوهشی دانشکده الهیات، معارف اسلامی و ارشاد و انجمن علمی الهیات، هفتمین وبینار تخصصی با موضوع "مکتب علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام؛ چرایی و چگونگی در نسبت با انقلاب اسلامی" روز دوشنبه ۳ شهریور ۹۹ از ساعت ۱۶ با سخنرانی آقای دکتر محمدهادی همایون (رئیس محترم دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات) و آقای دکتر علی غلامی (رئیس محترم دانشکده معارف اسلامی و حقوق) برگزار گردید.
در این جلسه، ابتدا جناب آقای دکتر غلامی در دو بخش، مطالب خویش را پیرامون مکتب علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام بیان نمودند. ایشان در بخش اول سخنان که ناظر به مقدمات مکتب علمی دانشگاه بود، ۵ نکته زیر را مورد بحث قرار دادند:
۱- تعریف مکتب علمی: همانگونه که در جلسات سابق، بحثهای مفصلی از تعریف مکتب علمی به میان رفت، مکتب علمی به اندیشه یک گروه در حوزهای خاص گفته میشود؛ به گونهای که این افراد در کنار هم جمع میشوند و نظریهای را در یک حیطه علمی دنبال می کنند. در مورد دانشگاه امام صادق علیه السلام، مکتب علمی در حوزه علوم انسانی اسلامی تعریف می شود.
۲- اهمیت پرداختن به این موضوع: موارد متعددی در تاریخ وجود دارد که نظریه پردازی علمی و مقدمه سازی، برای تولید نظریات بعدی و شکل گیری مکاتب مؤثر بوده است.
۳- مکاتب علمی بر دو نوع می باشند: برخی مکاتب «سلبی» هستند؛ مانند مکتب فرانکفورت. این مکاتب با رویکردی نقدمحور، جریان علمی رایج را مورد نقد قرار داده و بدین صورت شناخته می شوند. اما برخی دیگر از مکاتب، «ایجابی» هستند و در حیطه های علمی، تولید نظریه می نمایند؛ مانند مکتب شیکاگو. این تقسیم بندی در نسبت با دانشگاه امام صادق علیه السلام، تلفیقی از هر دو گونه می تواند باشد؛ به این معنا که باید نسبت به برخی علوم با رویکردی تشکیکانه و تخریبی جلو رفت و در برخی موارد، رویکردی اثباتی و تأسیسی را پیگیری کرد.
۴- جایگاه مکتب علمی دانشگاه در نسبت با انقلاب اسلامی: در خصوص این مطلب، سؤال اینجاست که آیا انقلاب اسلامی باید در حیطه نظریه پردازی وارد شود یا خیر؟ با توجه به اینکه در مبانی انقلاب و همچنین آراء و اندیشه های شهید مطهری، تفاوت انقلاب اسلامی با سایر انقلاب ها در ماهیت انسانی و فطری آن مطرح شده است، از این رو باید گفت که باید چنین انقلابی، برای اداره انسان دارای برنامه باشد. در نتیجه انقلاب لازم است در حوزه نظریه پردازی وارد شود که این موضوع، همان ارائه مکتب دانشگاه امام صادق علیه السلام است. تدوین و تحقق مکتب علمی دانشگاه، یکی از تکالیف انقلاب اسلامی است که باید انجام دهیم.
۵- توجه به نسبت مکتب علمی با مکتب عملی: تمامی این موارد، بایستی در صحنه عمل ظاهر شده و اثر خود را در مقام عمل به صورت ملموس نشان دهد.
آقای دکتر غلامی در قسمت دوم سخنان خویش، نیازها و ضروریاتی که در راه رسیدن به مکتب سازی مبتنی بر انقلاب اسلامی لازم است بدان توجه شود را در ۴ دسته تقسیم نمودند:
۱- مطالعه دقیق علوم غربی: ممکن است این شبهه پیش بیاید که با این کار، داریم از علوم غربی تقلید می کنیم؛ اما همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند، ما از یادگیری علوم و تجربه های بشری و شاگردی خجالت نمی کشیم. یکی از مهمترین اقتضائات در مطالعه علوم غربی، توجه به «آموزش زبان» می باشد. ضرورت مطالعه این علوم را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
الف- شناخت مسائل در عین شناخت خاستگاه تمدنی
ب- شناخت نظام های علمی و روند شکل گیری آنها و اینکه آیا این روند، قابلیت الگوبرداری دارد یا خیر.
ج- شناخت بنیادها و نظریه های علمی نظام های اجتماعی
۲- مطالعه علوم اسلامی: وقتی از مطالعه علوم اسلامی صحبت می کنیم، منظورمان گذراندن چند واحد درسی معارف اسلامی نیست؛ بلکه باید در این علوم، تسلط بالایی داشت. برای مثال در علم حقوق، یک دانشجو برای فهم احکام شریعت در مسائل تجارت و معاملات، ابواب فقهی معاملات را می خواند، اما برای اینکه به صورت درست و کامل بتواند مقصود شریعت را فهم کند، باید در سایر ابواب فقهی نظیر صلاه هم متبحر باشد. این موضوع برای مکتب سازی بسیار مهم است و برای رسیدن به آن، افراد باید در علوم مختلف فقه و فلسفه و تفسیر و... به تسلط عام و بالایی برسند.
۳- گذر از تقسیمات علوم انسانی: با جزیره ای کردن علوم و اینکه هر دانشکده علمی خاص را تدریس کند، نمی توان مکتب علمی ایجاد کرد. باید این مرزها از بین برود تا به سمت علوم انسانی اسلامی پیش برویم. ضرورت این رویکرد را می توان در موارد زیر دانست:
الف- خطا پذیری دانش: باید به سمت استفاده حداکثری از علوم مختلف و اشتراکات آنها برای حل مسائل رفت.
ب- مکمل سازی و جامع نگری (ایده سیستمی)؛ باید نگاه به مسائل از منظر علوم مختلف با حفظ مرزها باشد، چرا که امروزه با یک علم واحد، نمی توان مسائل را حل کرد.
ج- چند تباری بودن دانش؛
د- تعهد به وحدت علم با توجه به وحدت ریشه در موضوع علم؛ موضوع علم در علوم انسانی، انسان است و از این رو، باید مطالعات در حیطه علوم انسانی نیز دارای جامع نگری و توجه به سایر علوم باشد.
۴- تکمیل ساز و کار از نظریه تا تطبیق: اینکه تئوری پردازی کنیم یک بحث است، اینکه این نظریه در مقام عمل چگونه باشد بحث دیگری است. باید مثلت طراحی-اجرا-ارزیابی شکل گرفته و آنچه تولید می شود، باید در مقام عمل مورد ارزیابی قرار بگیرد تا بتوان نوع ریل گذاری مکتب علمی را به صورت صحیحی ترتیب داد.
به باور دکتر غلامی بحث از تحقق یافته بودن یا نبودن مکتب علمی، مقوله ای تشکیکی بوده و در برخی امور به موفقیت های چشمگیری رسیده ایم و از طرفی در قسمت هایی دارای ضعف هستیم که باید برطرف نماییم.
در ادامه این جلسه، جناب آقای دکتر همایون با بیان اینکه مباحث مد نظرشان از دید ماهوی، منطبق بر نظرات آقای دکتر غلامی است، رویکرد خود را در ورود به مبحث مکتب علمی دانشگاه منعطف بر حیطه فرهنگی و تمدنی دانست و بیانات خویش را در سه قسمتِ رابطه علم و تمدن، نسبت آن با انقلاب اسلامی و معنای آن برای دانشگاه امام صادق علیه السلام مطرح نمودند.
ایشان در قسمت اول، با بررسی رابطه علم و تمدن، تاریخ و حوادث را یکی از بازیگران مهم در عرصه جهت دهی به علوم دانستند که به صورت مستقیمی بر آن تأثیر دارد. در واقع اتفاقاتی که در خارج می افتد، در یک چارچوب تمدنی بر علم مؤثر می افتد. از این رو برای فهم صحیح مکاتب در طول تاریخ، باید اثرات خارجی و بیرونی آن و اوضاع اجتماعی، فرهنگی، اقصادی و... به خوبی بررسی شود. به باور ایشان، ظرفیت های تمدنی بیش از ساز و کارهای خود علم، در علم دخیل بوده و گزاره های آن را جهتدهی می کند. در قسمت دوم مباحث، ایشان انقلاب اسلامی را تحولی بسیار بزرگ (و یا حتی بزرگترین تحول) در تاریخ بشری خواندند که با توجه به توضیحاتی که داده شد، زمینه ای را برای ایجاد یک مکتب و علم جدید فراهم نموده است. در این میان، آنچه از میراث علمی گذشتگان برای ما به جای مانده -که ما هم اکنون بر روی شانه های پیشینیان ایستاده ایم و قد علم کرده ایم- به رغم گرانبها بودن و ارزش فراوان آنها، نبایستی در علوم آنها متوقف ماند و به آن راضی بود؛ به عبارت دیگر نباید در دستاوردهای آنان دفن شد و در عوض، باید به فکر حرکت رو به جلو در این زمینه بود. در قسمت پایانی بحث، آقای دکتر همایون دانشگاه امام صادق علیه السلام را کاملا ذیل جهت و متناظر علمی شکل گرفته شده توسط انقلاب اسلامی دانستند و بر ضرورت تولید علم متناسب با صحنه و عرصه امروز تأکید کردند. در این خصوص، بعد از یک دوره ای که باید در مباحث تلفیقی میان علوم کار کرد و تلاش نمود، پس از آن اساسا باید دنبال تأسیس و تولید علوم رفت. در واقع علوم تولید شده، محصول جریان تمدنی است که به واسطه انقلاب اسلامی ایجاد شده است. از این رو، با توجه وضعیت جدید تمدنی که به واسطه انقلاب بوجود آمده، حتما دانشکدههای مستقل ما باید تغییر شکل بدهند و به تولید علوم برسیم و نه ترکیب. مبنای کار نیز، رفت و برگشت میان اصول و مبانی با اتفاقات تمدنی است که سازنده علوم و روش های آن خواهد بود. از لحاظ ساختاری، عنصر اصلی این حرکت، استاد است و بایستی به صورت ویژه ای به آن توجه شود. در این راستا، پیشنهاد گروه های علمی سیال از مواردی بود که آقای دکتر همایون به آن اشاره داشتند.
فایل صوتی وبینار:

دفعات مشاهده: 460 بار |
دفعات چاپ: 171 بار |
دفعات ارسال به دیگران: 0 بار |
0 نظر