مدل سازی مرجعیت علمی

 | تاریخ ارسال: 1399/9/25 | 
مدل سازی مرجعیت علمی
مرجعیت علمی از سوی پژوهشگران و نظریه پردازان، تاکنون مورد مدل پردازی های مختلفی قرار گرفته است که هر کدام بر روی مولفه ها یا فرایندهای ویژه ای تکیه کرده و مبتنی بر آن، مرجعیت علمی را مدل سازی کرده اند. البته بسیاری از پژوهشگران این عرصه، تصریح کرده اند که مفهوم «مرجعیت علمی»، یک مفهوم بومی بوده که معادل دقیقی در زبان انگلیسی ندارد. از همین رو، بهتر است برای فهم دقیق این مفهوم، به ادبیات علمی بومی خود نظر کرده و ابعاد و مولفه‌های آن را از دل این ادبیات علمی، استخراج کنیم. از آنجا که رهبر انقلاب را می توان واضع عبارت «مرجعیت علمی» دانست که در فواصل مختلف زمانی و در موقعیت های مناسب، به بحث پیرامون مرجعیت علمی، پرداخته اند، در ادامه سعی می‌شود مدل مفهومی مرجعیت علمی، مبتنی بر بیانات ایشان، استخراج گردد. 
گفتنی است که مطالب زیر، مرور مدل‌های مختلف در پژوهش های دیگران و همچنین بسط و تبیین بیشتر مدل مفهومی حاضر، برگرفته از کتاب «ساخت دانشگاه در افق مرجعیت علمی» بوده که توسط انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام به چاپ خواهد رسید.

 
مدل مفهومی مرجعیت علمی در بیانات رهبر انقلاب
از آنجا که در پی تبیین مفهومی مرجعیت علمی بوده ایم، لذا مضامین فراگیر به عنوان سه پرسش اساسی چیستی، چرایی و چگونگی، انتخاب شده اند. در حالی که در بیانات رهبر انقلاب مضامین دیگری نیز وجود داشته است(بیانات رهبر انقلاب در دیدار با دانشگاه امام صادق علیه السلام، ۱۳۸۴) که اگرچه در این سه مضمون نمی گنجند ولی مرتبط با الزامات مرجعیت علمی (ناظر به مضمون چگونگی)، بوده اند. 
 
                                            
تبیین مدل مفهومی مرجعیت علمی
یکی از نکاتی که در چیستی مفهومی مرجعیت علمی، سهم بسزایی داشته و باعث احتراز جستن از دیگر تبیین های مفهومی بدیل خواهد شد، فهم چرایی و علت پرداخت به این موضوع است. رهبر انقلاب اسلامی، در مقام راهبری جامعه اسلامی، تحقق اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی را موکول به داشتن «قدرت بین المللی» می دانند. به عبارت دیگر، بدون داشتن چنین قدرتی، این اهداف و آرمانها به سرانجام مطلوب خویش نخواهد رسید. حال با این توجه، باید دانست که پایه دستیابی به این قدرت، «مرجعیت علمی» است. بنابراین علت طرح این موضوع، نیازی است که در مسیر تحقق اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی بوجود آمده است و رفع کننده این نیاز نیز مرجعیت علمی است. نتیجه آنکه، آن سنخ مرجعیت علمی ای مدنظر است که ضامن دستیابی به قدرت بین المللی باشد. از این منظر، مرجعیت علمی به معنای تولید بنیادهای ناب کلان معرفتی و یا نقد و تهذیب علوم انسانی موجود نخواهد بود زیرا قدرت علمی، زمانی منشأ قدرت اقتصادی، سیاسی و نفوذ فرهنگی خواهد شد۱  که از بنیادهای ناب معرفتی نیز فراتر رفته و بتواند مسائل جاریِ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جوامع را در پرتو آن بنیادهای ناب تبیین کرده و آنها را در قالب نظریات جدید اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ارائه دهد. این نوع مرجعیت، چنان مطلوبیتی ایجاد خواهد کرد که افراد برای دستیابی به تازه‌های علمی، بدان رجوع کنند و محل مراجعه دائمی آنها قرار گیرد. بنابراین باید دقت کرد مرجع علمی، پیشتاز در نظریه پردازی است و نه پیشتاز در تولید مقاله. توضیح اینکه نظریه پردازی، اخصّ از نوآوری بوده و هنگامی رخ می دهد که نظریه ها، چارچوب ها و مدل های تاحدی عام و قابل صدق در جوامع مختلف انسانی، تولید شده باشند. در صورتی که ممکن است پژوهشی با مبنا قراردادن یک چارچوب نظری، به واکاوی یک مسئله خاص پرداخته و نتایج تازه ای بدست بیاورد و به همین خاطر، آن پژوهش، حائز نوآوری بوده ولی نه در آن حد که بتواند یک چارچوب، نظریه یا مدل نویی در علم تاسیس کند.۲  یکی دیگر از نتایج این تبیین (بیان چرایی مرجعیت)، درک سطح لازم از مرجعیت است. چرا که مرجعیت می تواند در سطوح مختلفی محقق شود ولی با توجه به نیاز به قدرت بین المللی، سطح لازم و به قدر کفایتِ مرجعیت، سطح جهانی است. از این رو نمی توان به مرجع منطقه‌ای یا قاره‌ای، اکتفا کرد بلکه باید در سطح و تراز جهانی قرار گرفت. از نشانه ها و علائم مرجعیت، قرار گرفتن زبان فارسی به عنوان یکی از زبان های رایج علم یا رایج ترین آنهاست. در این بیان، نیازی نیست نظریه پردازان و اندیشه ورزان داخلی، نظریات خویش را به زبان انگلیسی یا زبانی دیگر، به نگارش دربیاورند بلکه پیامد طبیعی و خودبخودیِ تولید و ارائه نظریات جدی در عرصه علم، این است که افرادِ متقاضی فراگرفتن تولیدات و فراورده های بدیع علمی، برای فهم آنها به یادگیری زبان اصلی آن نظریات، اقدام کنند.۳  مرجعیت علمی را می توان حداقل به دو قسم مرجعیت دانشگاه و مرجعیت دانشمندان، تقسیم کرد. ولی دقت در تبیین مفهومی ارائه شده، نشان می دهد که اگرچه ممکن است فردی ایرانی، به صورت انفرادی با تلاش علمی خویش، مرجع علمی دنیا شود تا جائی که کتاب های وی به زبان های مختلف دنیا، ترجمه شده و به عنوان منبع دانشگاهی معرفی گردند۴  اما آنچه می تواند نیاز کشور(قدرت بین المللی) را فراهم بیاورد فراتر از یک یا دو فرد بوده بلکه باید دانشگاه های ایران، مرجع علمی دنیا قرار گیرند. به عبارت دیگر، دانشگاه ها تا حدی پیشرو باشند که محمل تربیت نظریه پردازان جهانی باشند. به همین دلیل است که رهبر انقلاب، داشتن یک جمع منسجم و پرانگیزه برای رسیدن به مرجعیت علمی را لازم شمرده اند.۵  آموختن تا رسیدن به مرزهای علم، آن اقدام لازمی است که گریزی از آن نیست. به همین خاطر رهبر انقلاب بر تلفیق علوم انسانی غربی و علوم انسانی اسلامی، صحه گذاشته و داشتن نگاه و تجربه علمی که محصول فراگیری علوم انسانی غربی است را برای تولید علم دینی، لازم شمرده اند.۶  روشن است اگر یک فرد یا یک دانشگاه، به بهترین و تازه ترین یافته های علمی رسید ولی در انتشار آنها سستی به خرج داد و یا آنها را به گونه ای ارائه داد که دسترسی دیگران به وی، به ندرت ممکن شود، آن تولیدات علمی، دیده نشده و در نتیجه محل رجوع دیگران نیز نخواهد بود. لذا ایجاد دسترسی جهانی به تولیدات علمی، یکی دیگر از الزامات تحقق مرجعیت علمی است.



جمع بندی 
مسئله اصلی در این بخش، واکاوی مفهومی «مرجعیت علمی» از منظر رهبر انقلاب اسلامی بوده است. با یافتن داده های مرتبط با این مسئله در بیانات معظم له و تحلیل آنها، در نهایت پاسخ سه پرسش اساسی چیستی، چرایی و چگونگی درباب این مفهوم، در قالب مدل مفهومی بدست آمده ارائه شد و در نهایت در تبیینی مفهومی، رابطه و پیوند مولفه های مرجعیت علمی بیان شد. از این یافته ها، می توان نتایج زیر را استنباط کرد:
  •     آن مرجعیتی مدنظر است که صرفا به بیان بنیادهای کلان معرفتی اکتفا نکرده بلکه بتواند مبتنی بر آنها، مسائل مختلف جامعه انسانی را تبیین کرده و در قالب نظریاتی نو و بدیع عرضه کند. در این نظریات، گوهر اسلام ناب در جامه علم، خود را نمایان کرده و جنبه های مختلف حیات اجتماعی چون اقتصاد، سیاست و فرهنگ را دستخوش تغییر می کند.
  •     رسیدن به مرجعیت علمی به عنوان یکی از اهداف کلان نظام آموزش عالی و دانشگاه، خود مولود تحقق عوامل دیگری چون الگوی دانشگاه اسلامی شدن و تربیت نظریه پرداز علوم انسانی اسلامی است. به گونه ای که الگوی دانشگاه اسلامی شدن منجر به جهت دادن ایمانی به علم شده و آن نیز منجر به تولیدات علمی جدیدی است که اگر با استحکام علمی قوی ارائه شوند، به تدریج مورد مطالعه دانش پژوهان دنیا شده و در نهایت مرجعیت علمی دانشگاه را رقم خواهند زد. بنابراین با توجه به اهداف کلان تعیین شده برای نهاد دانشگاه، لازم است چیدمان و ساخت آن به گونه ای باشد که بتواند زمینه تحقق آنها را فراهم کند.
 

 ۱. احتیاج به یک چیز دیگری هم داریم و آن، عبارت است از «قدرت بین‏ المللی»، تا بتوانیم این راه را بی‏ دغدغه، درست، به طور کامل، همه ‏جانبه و بی کم و کاست ادامه دهیم و به اهداف و آرمان‏ هایمان برسیم. این قدرت را (قدرت اقتصادی، سیاسی و نفوذ فرهنگی) چطوری به دست آوریم؟ پایه و مایه‏ ی همه‏ ی اینها، قدرت علمی است!(بیانات‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه‌السّلام ۲۹/۱۰/۱۳۸۴).
 ۲. این مطلب در فصل بعدی کتاب فوق الذکر ذیل عنوان «تفاوت نوآوری و تولید علم» به تفصیل مورد بحث قرار داده شده است.
 ۳. مرجعیت علمی این است؛ مجبورند کتاب شما را ترجمه کنند یا زبان شما را یاد بگیرند تا بتوانند به یافته های شما دست پیدا کنند(بیانات در دیدار نخبگان جوان ۱۲/۰۶/۱۳۸۶). 
 ۴. این هم بد نیست شما بدانید که کتاب «قانون» ابن‌سینا که در پزشکی است، همین ده پانزده سال پیش - زمان ریاست‌جمهوری من - به فارسی ترجمه شد! بنده دنبال کردم؛ افرادی را مأمور کردم، بعد هم شنیدم یک مترجم خوش‌قلمِ بسیار خوش ذوق کُرد، این را به فارسی ترجمه کرده که امروز ترجمه‌ی فارسی‌اش هست. تا آن وقت، قانون به زبان عربی نوشته شده بود - ابن‌سینا کتاب را به زبان عربی نوشته است - و به فارسی ترجمه نشده بود؛ در حالیکه چند صد سال قبل به زبان فرانسه ترجمه شده! یعنی آنها که این کتاب را لازم داشتند، برده‌ بودند و ترجمه کرده بودند. ببینید، مرجعیت علمی این است؛ مجبورند کتاب شما را ترجمه کنند یا زبان شما را یاد بگیرند(بیانات در دیدار نخبگان جوان ۱۲/۰۶/۱۳۸۶).
 ۵. هرچه ما در طول زمان ضربه و کتک و توسری خورده‏ ایم، به خاطر این است که همین همّت، این انگیزه و این نگاه به چشم ‏انداز دوردست و تصمیم بر پیمودن این راه، در سرها و دل‏ های مجموعه‏ های کارآمد و به هم پیوسته وجود نداشته است؛ اگر هم متفرقاتی بوده، در یک جمع منسجم، ما این را نداشته ‏ایم. لذا همین‏طور همیشه درخشش هایی داشته ایم و سقوط‌هایی؛ اما کار پیش نرفته است. جمعِ منسجم و پُرانگیزه، یک دستاورد بزرگ است (بیانات‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه‌السّلام ۲۹/۱۰/۱۳۸۴).
 ۶. خیلی خوب، ما، هم برای سرجمع کردن، مدوّن کردن، منظم کردن و نظام مند کردن آنچه که خودمان داریم، به یک تفکر و تجربه ‏ی علمی احتیاج داریم، هم برای مواد و پایه‏ هایی که آنها در این علم جمع آورده‏ اند، به یک نگاه علمی احتیاج داریم. منتها گرفتن پایه‏ های یک علم از یک مجموعه ی خارج از محدوده‏ مورد قبول ما، به معنای قبول نتایج آن نیست. مثل این می‏ ماند که شما یک کارخانه را وارد می کنید، آنها با این کارخانه یک چیز بد درست می‏کرده اند، حالا شما با آن کارخانه، یک چیز خوب درست می کنید؛ هیچ اشکالی ندارد. ما تلفیق بین علوم انسانی غربی و علوم انسانی اسلامی، اگر به معنای مجذوب شدن، دلباخته شدن، مغلوب شدن و جوّ زده شدن در مقابل آن علوم نباشد، قبول داریم و اشکال ندارد. (همان). 



دفعات مشاهده: 62 بار | دفعات چاپ: 2 بار | دفعات ارسال به دیگران: 0 بار | 0 نظر